درسنامه آموزشی تاریخ (1) انسانی کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی
درس 6: یونان و روم
جزیرهها و شبه جزیرههای شمال دریای مدیترانه خاستگاه تمدنهای کهنی بودهاند که تأثیر عظیمی بر تاریخ و فرهنگ جهان و به ویژه قارۀ اروپا گذاشتهاند. انتظار میرود با بررسی رویدادهای مهم تاریخ یونان و روم در دوران باستان، در این درس جایگاه و دستاوردهای این تمدنها و تفاوتها و شباهتهای مهم آنها را با دستاوردهای سایر تمدنهای باستانی تشخیص و توضیح دهید.
یونان باستان

یکی از کانونهای مهم تمدنی قارۀ اروپا، در سرزمینهای جنوب شبه جزیرۀ بالکان و جزیرههای مجاور آن در دریاهای مدیترانه و اژه که یونان نامیده میشود، به وجود آمد. وضعیت جغرافیایی یونان تأثیر بسزایی در زندگی یونانیان داشته است. بخش وسیعی از یونان را کوههای صخرهای فرا گرفته است که در میان آنها فقط دشتهای حاصلخیز کوچکی به چشم میخورد. در عوض، موقعیت شبه جزیرهای این کشور و برخورداری از سواحل طولانی با خلیجها و بریدگیهایِ مناسب برای ایجاد لنگرگاهها، شرایط مناسبی را برای کشتیرانی و دریانوردی فراهم کرده است.
تمدن مینوسی
در پی کاوشهای باستان شناختی در اوایل قرن بیستم، آثار تمدنی کهن در جزیرۀ کِرِت در جنوب یونان کشف گردید. این تمدن به دلیل انتساب به مینوس، شاه افسانهای آن جزیره، تمدن مینوسی نامیده شد. مینوسیان قرنها پیش از مهاجرت اقوام هند و اروپایی به یونان، شهرهای خود را پایهگذاری کرده بودند. آنان قومی دریانورد بودند و با مصر و دیگر مناطق همجوارِ خود، روابط بازرگانی داشتند. بقایای کاخ شاهی مینوسیان، حکایت از قدرت، رفاه و معماری پیشرفتۀ آنان دارد. به احتمال زیاد، تمدن مینوسی در اثر کشمکش با اقوام مهاجر از بین رفته است.
تمدن میسنی
در حدود 2000 ق.م. طایفههای بیابانگردی از دشتهای اروپای شرقی به شبه جزیرۀ یونان آمدند. این طایفهها به تدریج و احتمالاً تحت تأثیر تمدن مینوسی، شهرهایی را بر پا کردند که مهمترین آنها میسن نام داشت. به واسطۀ همین شهر است که اولین دورۀ تمدن یونان را عصر میسنی میگویند.
عصر دولت - شهرها
تمدن میسن به دلیل رقابت شهرها و جنگهای داخلی ضعیف شد و از 1100 تا حدود 800 ق.م. یونان دچار چنان انحطاطی شد که مورخان آن را «عصر تاریکی» نامیدهاند.
پس از آن به تدریج دولت - شهرهای مختلفی در یونان سر برآوردند و به قدرت رسیدند. این دولت - شهرها غالباً با یکدیگر در حال رقابت و جنگ بودند. آتن و اسپارت مهمترین دولت - شهرهای یونانی به شمار میرفتند و از دیگر دولت - شهرها نفوذ و قدرت بیشتری داشتند. آتن مرکز فعّالیتهای فلسفی، علمی و هنری و نیز زادگاه مردمسالاری (دموکراسی) به شمار میرفت، اما اسپارت، جامعهای نظامیگرا و جنگاور بود که به امور فرهنگی و هنری چندان علاقهای نداشت.
فرمانروایان دولت - شهرهای یونانی همواره میکوشیدند نفوذ و سلطۀ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را تا آن سوی مرزهای این کشور گسترش دهند. آسیای صغیر (ترکیۀ امروزی) از جملۀ مناطقی بود که دولت - شهرهای یونانی به منظور گسترش قلمرو و توسعۀ نفوذ فرهنگی و اقتصادی خود، به آنجا یورش بردند.
رقابت دولت - شهرهای یونانی با حکومت هخامنشیان برای تسلط بر منطقۀ آسیای صغیر، موجب بروز کشمکشهای طولانی و جنگهای بزرگی میان دو طرف در قرن 5 ق.م. شد. شما در درس 8 دربارۀ آن مطالب بیشتری خواهید خواند.
جنگهای داخلی یونان و برآمدن اسکندر مقدونی
پس از پایان جنگهای یونان و ایران، دولت - شهر آتن به رهبری پریکلس، سیاستمدار آزادیخواه، به سرعت در مسیر پیشرفت و توسعه طلبی سیاسی و نظامی گام برداشت. در آن زمان دولت - شهرهای مختلف یونانی به دو گروه رقیب و دشمن تبدیل شده بودند که آتن بر یکی و اسپارت بر دیگری فرمان میراند. در فاصلۀ 431 تا 404 ق.م. سلسله جنگهایی میان دو گروه رقیب رخ داد که به جنگهای پلوپونزی (PeloPoannesus) مشهور است. حکومت هخامنشی در جریان این جنگها به طور پنهانی به اسپارت کمک مالی میکرد. جنگهای پلوپونزی سرانجام با پیروزی اسپارت پایان یافت.
در همان دورانی که دولت - شهرهای یونانی سرگرم رقابت و جنگ بودند، قدرت جدیدی در مرزهای شمالی یونان یعنی مقدونیه در حال ظهور بود. مقدونیان به زبان یونانی صحبت میکردند، اما از زندگی شهری و تمدن توسعه یافتهای برخوردار نبودند. فیلیپ دوم، شاه مقدونیه با تشکیل ارتشی نیرومند از طوایف جنگجوی مقدونی، دولت - شهرهای خسته و متفرق یونان را مطیع خود کرد و بر این کشور مسلط شد. فیلیپ قصد داشت به ایران نیز حمله کند، اما پیش از آنکه اقدامی انجام دهد، به قتل رسید.
اسکندر مقدونی، پسر و جانشین فیلیپ که در محیطی نظامی پرورش یافته بود بسیار شیفتۀ جنگ و فتح سرزمینهای جدید بود. او پس از آنکه شورش یکی از دولت - شهرهای یونانی را فرونشاند، با سپاهی آماده به قلمرو هخامنشیان هجوم آورد. سپاهیان او در چندین نبرد بر سپاه هخامنشی پیروز شدند و مصر، آسیای صغیر، بین النهرین و ایران را فتح کردند. اسکندر سپس به هند نیز لشکرکشی کرد و تا رود سند پیش رفت. در نتیجۀ لشکرکشیها و فتوحات اسکندر، ارتباط و تعامل فرهنگی میان تمدنها و مردمان قلمرو تحت فرمان او بیشتر شد.
پس از مرگ اسکندر، یکی از سرداران او در یونان قدرت را به دست گرفت. حکومت مقدونیان بر یونان تا زمانی که این کشور ضمیمۀ امپراتوری روم شد، ادامه یافت.
فرهنگ و تمدن
یونان در عهد باستان به ویژه در عصر شکوفایی مردم سالاری (دموکراسی) در آتن (500 تا 338 ق.م.)، شاهد دوران درخشانی از رشد فکری، فرهنگی، علمی، هنری و ادبی بود. یونانیان از دستاوردهای تمدنهای مصر، بین النهرین و ایران بهرۀ بسیاری بردند و در عرصههای مختلف پیشرفتهای چشمگیری کردند.
دین
یونانیان به خدایان متعددی اعتقاد داشتند. مهمترینِ این خدایان، دوازده خدایی بودند که در کوه اُلَمپ جای داشتند و در رأس آنان، «زئوس»، خدای آسمان و آذرخش بود. مردم هر دولت - شهر یکی از خدایان مستقر در المپ را به عنوان خدایی محافظ شهر خود ستایش میکردند. مثلاً آتنا، خدابانوی خرد، محافظ شهر آتن به شمار میرفت. یونانیان دارای معابدی بودند. نیایش غالباً با تقدیم هدیه و قربانی به خدایان انجام میگرفت. در یونان باستان، نفوذ و قدرت کاهنان به مراتب کمتر از مصر و بین النهرین بود. یونانیان به احترام خدایان و برای بزرگداشت قهرمانان خویش، جشنها و مسابقههای مختلفی را برگزار میکردند. مشهورترین آنها، بازیهای المپیک بود که هر چهار سال یک بار در دولت - شهر المپیا برگزار میشد. اوّلین دورۀ این بازیها در 776 ق.م. انجام شد.
حکومت و سیاست
یکی از ویژگیهای برجستۀ تمدن یونان باستان، شیوۀ متفاوت حکمرانی بود که توسط یونانیان به وجود آمد. در یونان باستان مانند بسیاری از کشورهای دیگر، نخست شاهان به صورت موروثی حکومت میکردند؛ اما در نتیجۀ توسعۀ دریانوردی و گسترش تجارت خارجی، طبقهای از ثروتمندان و اشراف برآمدند و به جای شاهان، قدرت را در دست گرفتند.
در قرنهای ششم و پنجم قبل از میلاد، نوعی مردم سالاری در یونان و به ویژه در دولت - شهر آتن شکل گرفت که البته با نظامهای مردم سالاری امروزی تفاوت داشت. در آتن، فقط مردان بالغی که از پدر و مادری آتنی به دنیا آمده بودند و شهروند آنجا محسوب میشدند، حق رأی داشتند و میتوانستند در ادارۀ امور دولت - شهر مشارکت کنند. زنان، بردگان و بیگانگان مقیم آتن که اکثریت جمعیت آن دولت - شهر را تشکیل میدادند، از حق رأی و شرکت در ادارۀ امور سیاسی محروم بودند.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 54 کتاب درسی)
با همفکری، چند تفاوت نظامهای مردم سالاری امروز را با مردم سالاری یونان باستان بیان کنید.
در نظام مردم سالاری یونان باستان فقط مردان بالغی که دارای پدر و مادری آتنی بودند و شهروند آنجا محسوب میشدند، حق رأی و اجازۀ شرکت در امور دولت - شهر داشتند و زنان، بردگان و بیگانگان مقیم آن شهر از این حقوق محروم بودند. به عبارتی مشارکت سیاسی فقط مخصوص عدۀ خاصی بود، اما در نظام مردم سالار امروزی همۀ مردم یک کشور میتوانند در انواع رأی گیریها شرکت کنند و نمایندگان خود را برگزینند.
فلسفه
یونان و به ویژه شهر آتن، زادگاه فلسفه و پیشگام تفکر فلسفی محسوب میشود. فلسفۀ یونان در قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد، با ظهور فیلسوفان بزرگی مانند سُقراط، افلاطون و ارسطو به اوج خود رسید. این فیلسوفان با تکیه بر استدلالهای عقلانی و منطقی، دربارۀ موضوعهای گوناگون فلسفی به بحث و گفتوگو پرداختند و برخی از آنان آثار مهمی تألیف کردند. فلسفۀ یونان، تأثیر زیادی بر فیلسوفان مسلمان به ویژه فیلسوفان ایرانی مانند فارابی و ابنسینا گذاشته است.
علوم
در یونان باستان، علوم مختلفی مانند ریاضی، فیزیک، پزشکی و تاریخنگاری شکوفا شد. دانشمندان یونانی بر اساس روش علمی و با تکیه بر خِرَد به مطالعۀ پدیدههای مختلف میپرداختند. بُقراط، پزشک نامدار یونانی در عهد باستان که به پدر علم پزشکی معروف است، نشانههای بیماری در بیمارانش را به دقت یادداشت میکرد و از این اطلاعات برای درمان بیماران دیگر استفاده میکرد. او اعتقاد داشت که بیماریها علتهای طبیعی دارند و مجازاتهایی نیستند که خدایان فرستاده باشند. فیثاغورث، فیلسوف و ریاضیدان مشهور یونانی که در عهد باستان میزیست، برخی از اصول هندسه را کشف کرد و امروزه دانشآموزان او را با «قضیۀ فیثاغورث» به یاد میآورند. تاریخنگاری، از دیگر دانشهای رایج در یونان باستان بود.
هنر و ادبیات
در یونان باستان، ادبیات و هنرهای تجسمی، مخصوصاً انواع شعر، نمایشنامهنویسی، مجسمه سازی و معماری نیز شکوفا و پررونق بود.

روم
شبه جزیرۀ ایتالیا در شمال دریای مدیترانه، کانون شکلگیری تمدن و امپراتوری نیرومندی به نام روم در عهد باستان شد. این شبه جزیره از شمال به جنوب به طول حدود 1200 کیلومتر گسترده است و عرض آن زیاد نیست. کوههای آلپ در شمال آن، مانع طبیعی به وجود آورده و گذرگاههای فراوان آن، معبر رخنۀ اقوام مختلف به شمال ایتالیا بوده است. کوههای مرکزی آپنین، شرق و غرب این کشور را از هم جدا میکند. با این حال، ایتالیا دارای سواحل طولانی مناسب برای کشتیرانی و دشتهای حاصلخیز وسیعی است.
از رم تا روم
دربارۀ تاریخ ایتالیا و ایتالیاییهای نخستین، آگاهی کمی در دست است. در حدود 1500 ق.م. گروهی از اقوام هند و اروپایی به ایتالیا پا نهادند و مزارع و روستاهایی را به وجود آوردند. بعدها اقوام دیگری نیز از یونان وارد این سرزمین شدند و بر شکلگیری تمدن روم تأثیر گذاشتند.
فعّالیت 2 (صفحهٔ 55 کتاب درسی)
با استفاده از نقشۀ طبیعی کشورهای یونان و ایتالیا، دربارۀ ویژگیهای جغرافیایی مشترک این کشورها که بر تاریخ و تمدن آنها تأثیرگذار بوده است، با یکدیگر گفتوگو کنید.
در این سرزمینها به دلیل وجود جزایر و سواحل مناسب و طولانی، دریانوردی و داد و ستد بازرگانی با دیگر مناطق همجوار جریان داشت و این امر باعث آشنایی با دستاوردهای تمدنی مصر، شمال آفریقا، فینیقیه، آسیای صغیر و ایران و انتقال آن به اروپا میشد و به شکوفایی تمدن آنها کمک فراوانی میکرد.
شهر رم در مرکز ایتالیا از ادغام تعدادی از روستاها در کرانۀ رود تیبر پدید آمد. در سال 509 ق.م. رومیان بر شاه این شهر شوریدند و حکومت جمهوری رم را تأسیس کردند. جمهوری رم در سالهای میان 509 تا 264 ق.م. با شکست رقیبان و دشمنان خود گسترش پیدا کرد و بر سرتاسر شبه جزیرۀ ایتالیا مسلط شد. در این دوره، تشکیلات حکومتی و نهادهای سیاسی جمهوری رم تکامل یافت.
جمهوری رم، سپس سیاست توسعه طلبانۀ نظامی گستردهای را در خارج از مرزهای شبه جزیرۀ ایتالیا آغاز کرد. از این رو، در فاصلۀ سال های 264 تا 146 ق.م. سلسله جنگهای بزرگی میان آن جمهوری از یک سو و حکومت کارتاژ و پادشاهان مقدونی از سوی دیگر، رخ داد. کارتاژیان بر بخشهایی از دریای مدیترانه و شمال آفریقا و مقدونیان بر مقدونیه و یونان حکومت میکردند. سرانجام، رومیان رقیبان خود را شکست دادند و بر دریای مدیترانه و سرزمینهای پیرامون آن مسلط شدند. در نتیجۀ این فتوحات، جمهوری رم تبدیل به قدرتی بزرگ در مدیترانه شد و به توسعه طلبی خود در اروپا، آفریقا و آسیا ادامه داد.
رومیان با لشکرکشی به سرزمینهای شرق دریای مدیترانه در غرب آسیا، بقایای حکومت سلوکیان را برانداختند و به سوی ایران پیشروی کردند. تنها حکومت اشکانی بود که در مقابل سپاه قدرتمند روم ایستادگی کرد و مانع پیشروی بیشتر آنان به سوی ایران شد.
پس از آنکه امپراتور کنستانتین (337 - 306 م.)، شهر بیزانتیوم (قسطنطنیه / استانبول) را به پایتختی برگزید، به تدریج زمینۀ تقسیم امپراتوری روم به دو بخش شرقی و غربی فراهم آمد. روم غربی در 475 م. در اثر هجوم اقوام بیابانگرد نابود شد؛ اما روم شرقی تا سال 1453 م. که پایتخت آن توسط امپراتوری مسلمان عثمانی فتح شد، دوام آورد.
سیاست و حکومت
رومیان با درآمیختن فرهنگ کهن طایفهای و نظام دولت - شهری، جمهوری رم را تأسیس کردند. براساس قانون اساسی رم، ساختار حکومت، شامل چند مجلس و شماری مقامهای اجرایی بود. اشراف به واسطۀ مجلس سنا، و عامۀ مردم از طریق مجمع نمایندگان خود، در ادارۀ امور کشور مشارکت میکردند.
ریاست قوۀ اجرایی به دو کنسول اعطا میشد که از میان اعضای سنا برای یکسال، بدون تکرار، انتخاب میشدند. وقتی یکی از کنسولها در میدان جنگ، نیروهای جمهوری را هدایت میکرد، کنسول دیگر ادارۀ امور داخل را بر عهده میگرفت. ارتش روم برای دولتمردان رومی عرصۀ آموزش و اثبات لیاقت بود. هیچ شهروند رومی به منصب دولتی برگزیده نمیشد، مگر آنکه در ده نبرد شرکت کرده باشد.
با گسترش قلمرو جمهوری رم، معلوم شد که قانون اساسی و نهادهای این جمهوری برای ادارۀ سرزمینهای پهناور از کارایی لازم برخوردار نیستند. از این رو، در قرن اوّل قبل از میلاد، جمهوری رم بر اثر رقابت سرداران جاهطلب دچار جنگ داخلی و آشفتگی شد. سرانجام اکتاویان (Octavian) بر رقیبانش غلبه کرد و تغییراتی در نظام حکومتی جمهوری رم به وجود آورد. در نتیجۀ این تغییرات، قدرت اجرایی در اختیار یک فرد به عنوان شخص اوّل مملکت قرار گرفت که به «آگوستوس» و بعداً «امپراتور» معروف شد. مجلس سنا نیز به عنوان مجمع اصلی مشورتی باقی ماند و در انتخاب امپراتور، ایفای نقش کرد. به مرور زمان امپراتورها بر اختیارات و قدرت خود افزودند و برخی از آنان همچون پادشاهان مستبد حکومت کردند.
زندگی در روم
به طور کلی فرهنگ روم از میراث یونانی در زمینۀ تعلیم و تربیت، دین، فلسفه و علوم و هنرها تأثیر فراوانی پذیرفت.
رومیان خدایان متعددی را میپرستیدند و مانند یونانیان، جشنوارهها و بازیهای عمومی و مذهبی مختلفی را به احترام و بزرگداشت خدایان برگزار میکردند. علاوه بر آن، برخی از باورهای کهن ایرانی مانند پرستش ایزدمهر (میترا) در قلمرو روم رواج یافت و بر فرهنگ و هنر رومی تأثیر چشمگیری گذاشت.
خانوادههای رومی مسئولیتهای شهروندی را به فرزندان خود از سنین کودکی میآموختند و آنان را به کار سخت، شجاعت برای جنگیدن و وفاداری به شهرشان تشویق میکردند. زنان رومی نسبت به زنان یونانی آزادتر بودند و حضور مؤثر و گستردهتری در زندگی عمومی و اجتماعی داشتند.
بردهداری پدیدهای بسیار رایج در قلمرو امپراتوری روم بود. شمار بردگان و اختلاف میان فقیر و ثروتمند چنان افزایش یافت که در سال 73 ق.م. بردگان به رهبری اسپارتاکوس قیام کردند و حکومت روم به زحمت و پس از دو سال، قیام را سرکوب کرد.
فعّالیت 3 (صفحهٔ 59 کتاب درسی)
دربارۀ وضع بردگان و موقعیت اجتماعی آنان در یونان و روم باستان تحقیق کنید و نتیجۀ آن را گزارش نمایید.
جنگهای مداوم در یونان باستان هزاران اسیر جنگی به همراه داشت که به عنوان برده مورد استفاده بودند و برخی بردگان در معادن نقره و اسپارت به کار مشغول بودند. طبق قوانین افلاطون کسی که برده خود را میکشت پاک شمرده میشد و کسی که برده دیگری را میکشت باید بهایش را به صاحب برده میداد. هومر گفته بود هر کس به بردگی گرفتار شود زئوس نیمی از خود او را میگیرد. ارسطو بردگان را پستتر و فرومایهتر از انسانهای آزاده دانسته و معتقد بود که آنان برده زاده میشوند و برای خودشان بهتر است بردهزاده شوند.
در روم بردهها در پایین هرم نظام اجتماعی جامعه که سختترین و کماهمیتترین کارها را انجام میدادند قرار داشتند. اسیران جنگی از بردهها به شمار میرفتند. بردهها هیچ گونه آزادی و حق انتخابی نداشتند. حتی در میان بردگان طبقات مختلف وجود داشت. بعنوان مثال زندگی روزانه یک برده که در معدنها کار میکرد از زندگی روزانه برده تحصیل کردهای که بعنوان یک معلم کار میکرد بسیار فاصله داشت.
برجستهترین دستاورد هنری تمدن روم، در معماری و مجسمهسازی تبلور یافت. رومیان به افتخار پیروزیهای نظامی خود بناهای یادبود زیادی را برپا کردند. آنان همچنین در رم و دیگر شهرهای قلمروی امپراتوری مثل انطاکیه، دمشق، اسکندریه، آتن و مارسی، ساختمانهای عمومی فراوانی ساختند که حکایت از مهارت در معماری و طراحی در مهندسی دارد.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم تمدن روم، ایجاد شبکۀ پیشرفتهای از جادهها بود. مهندسان و کارگران رومی برای احداث جادههای سنگفرش شده، دامنۀ تپهها رامیبریدند، تونل میکندند، پل میساختند و باتلاقها را پر میکردند. بسیاری از این جادهها تا قرنها مورد استفاده بود.
ظهور و گسترش مسیحیت
در دورۀ سلطۀ رومیان بر سرزمین فلسطین، حضرت عیسیٰ (ع) در آنجا به تبلیغ دین جدیدی پرداخت. پیشوایان یهود با آموزههای آن حضرت به مخالفت برخاستند و با همدستی رومیان، علیه او به دسیسه پرداختند و در صدد نابودی ایشان برآمدند.
دین مسیحیت با وجود دشمنی و سخت گیریهای شدید پیشوایان یهودی و حاکمان رومی به تدریج گسترش یافت و بر پیروان آن افزوده شد.
دین مسیحیت در زمان امپراتور کنستانتین رونق بیسابقهای یافت؛ زیرا این امپراتور خود به مسیحیت گروید و فرمانی صادر کرد که آزادی این دین را در محدودۀ امپراتوری روم ضمین میکرد. حدود 50 سال بعد از کنستانتین، مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم شد. تعالیم حضرت عیسیٰ (ع)، ایمان به خدای یکتا را جایگزین عقاید شرکآمیز رومیان کرد و فرهنگ و اخلاق جامعۀ رومی را به شدّت تحت تأثیر قرار داد.

پرسشهای نمونه (صفحهٔ 60 کتاب درسی)
1- تأثیر عوامل جغرافیایی را بر شکلگیری دولت شهرهای یونانی بررسی کنید.
بخش وسیعی از یونان را کوههای صخرهای فرا گرفته است که در میان آنها فقط دشتهای حاصلخیز کوچکی به چشم میخورد. در عوض موقعیت شبه جزیرهای این کشور و برخورداری از سواحل طولانی با خلیجها و بریدگیهای مناسب برای ایجاد لنگرگاهها، شرایط مناسبی را برای کشتیرانی و دریانوردی فراهم کرده است. وجود جزیرههای پراکنده و دیگر عوامل طبیعی که سرزمین یونان را از هم جدا میکرد که این مانع مهمی بر سر راه اتحاد سیاسی و اجتماعی آن کشور در دورۀ باستان بود، از این رو چندین دولت- شهر بوجود آمد.
2- علل و پیامدهای جنگهای پلوپونزی را شرح دهید.
پس از پایان جنگهای یونان و ایران، دولت - شهر آتن به رهبری پریکلس، سیاستمدار آزادیخواه، به سرعت در مسیر پیشرفت و توسعه طلبی سیاسی و نظامی گام برداشت. در آن زمان دولت - شهرهای مختلف یونان به دو گروه رقیب و دشمن تبدیل شده بودند که آتن بر یکی و اسپارت بر دیگری فرمان میراند. در فاصلۀ 431 تا 404 ق.م. سلسله جنگهایی میان دو گروه رقیب رخ داد که به جنگهای پلوپونزی مشهور است. حکومت هخامنشی در این جنگها به طور پنهانی به اسپارت کمک مالی میکرد. جنگهای پلوپونزی سرانجام با پیروزی اسپارت پایان یافت.
3- به نظر شما چه عواملی موجب شکوفایی فلسفه و علوم در یونان باستان شده بود؟
عوامل جغرافیایی همچون وجود جزایر متعدد و دسترسی به دریاها که موجب رونق دریانوردی و تجارت دریایی با مردمان دیگر مناطق میِشد و این در آشنایی با دستاوردهای فرهنگی و اقتصادی ملل دیگر تأثیر زیادی داشت. برخورداری از اقتصاد پویا و ثروت فراوان دولت-شهرهای یونانی به ویژه آتن، وجود اندیشهها و افکار گوناگون در یونان، استفاده از کتب علمی کشورهای دیگر، وجود حکومت مردم سالار در برخی از دولت-شهرهای یونان.
4- با توجه به مطالب درسهای 4، 5و 6، دو تفاوت عمدۀ نظام حکومتی یونان و روم را با شیوۀ حکومت در مصر و چین باستان، بیان کنید.
در حکومتهای یونان و روم، نوعی نظام مردم سالار دیده میشد که هر چند رأی گیری و مشارکت سیاسی مخصوص عدۀ خاصی بود ولی شخص حاکم یا امپراتور اختیارات مطلق نداشت. اما در سرزمینهای مصر و چین، امپراتور و یا فرعون قدرتی مطلق داشت و اختیارات او تحت نظارت مجلس مشورتی مثل مجلس سنا (در روم) وجود نداشت. در سرزمینهای یونان و روم قدرت متمرکز نبود. به خصوص یونان که بین دولت- شهرها قدرتهای مستقلی وجود داشت. در سرزمینهای یونان و روم، حاکمان نمایندۀ خدایان محسوب نمیشدند ولی در ملل شرقی تا حدودی این شیوه مرسوم بود که امپراتور یا فرعون از جانب خدایان فرمان می راند.
5- مهم ترین دستاوردهای رومیان باستان در حوزۀ معماری و مهندسی چه بود؟
ایجاد بناها و ساختمانهای عمومی که در مواردی برای یادبود پیروزیهای خود میساختند - ایجاد شبکه پیشرفتهای از جادههای سنگ فرش شده (با بریدن تپهها، کندن تونل، ساختن پل و پر کردن باتلاقها) - ساخت استادیومهای ورزشی
6- براساس نمودار خط زمان، مراحل تأسیس و گسترش امپراتوری روم باستان را به ترتیب بیان کنید.
پادشاهی رم- جمهوری رم- تسلط جمهوری رم بر سراسر ایتالیا- جنگهای کارتاژی و شکست کارتاژها- دیکتاتوری ژولیس - سزار - دیوکلسین امپراتور روم، امپراتوری را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کرد - رواج مسیحیت در رم و رسمیت آن در زمان تئودوسیوس کبیر- سقوط امپراتوری رم غربی